|
نشریه ی دبیرستان حضرت خدیجه (س)شهر نودشه از توابع شهرستان پاوه
|
|
|
|
||||
|
سایت زیر مدعیه که در قبال ثبت نام گوشی نوکیا یا تلویزیون یا ... جایزه میده اگه دوس دارین امتحان کنین )امتحانش ضرری نداره ،رایگانه(
+
نوشته شده در چهارشنبه 23 اردیبهشت1388ساعت توسط مهسا (مهستی) رضایی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
+
نوشته شده در دوشنبه 9 بهمن1385ساعت توسط مهسا (مهستی) رضایی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
کسادی بازار علم و دانش دیر زمانی است که دیگر کسی سراغی از علم و دانش نمی گیرد.دیگر کسی برای اهل علم و اهل قلم دل نمی سوزاند! چرا که علم خریداری ندارد . دیگر « اطلبو العلم من المهد الی اللحد» و یا « اطلبو العلم ولو بالصین» تنها شعار دیوار هاست و بو علی سینا و زکریای رازی تندیس ناقابل گوشه و کنارند!و کشیدن بار کتاب طریقی برای پروراندن ادعای خامِ فرهیختگی است(یَحمِـلونَ اسفاراً). آری می توان به این باور رسید که چراغ علم و و دانش کم فروغ شده و زمانی فرا می رسد که سوسوی آن را به سختی می توان از دور دید. دیگر کسانی چون استاد فروزانفر،علامه دهخدا،استاد هماییو پروفسور حسابی و سایر بزرگان وادی فضل را تنها در اذهان گرد خورده می توان یافت و کسی قدمی بر ردّ پای آن ها نمی گذارد!(بر بساطی که بساطی نیست). افسوس بر شاعران گران مایه چون ناصر خسـرو که عمری برای کسب علم خونِدل خورد و دیگران را به یاد گیری دانش فرا می خواند:«درخت تو گر بار دانش بگیرد به زیر آوری چرخ نیلوفری را»!! کجایند مردانی از سرزمین پارس که علم را از آسمان ها بردارند و آن را به رخ مردمان سایر بلاد بکشند؟ آیا می توان هنوز هم چشمانمان را گشاده دتریم تا مشعلی از مطلع علـم بر افروخته گردد!؟ آیا می توان دوباره به تلاطم دریای فضل دل بست و خط بطلانی بر کسادی بازار علـم کشید!!؟ باری ، می توان باز هم به بر افراشتن بیرق پرشکوه دانش دل خوش کرد.خیال عبث نمی پرورانم!! آرزویی دور دست را می جویم و امیدی پا به گریز را در می یابم!شاید بتوان بار دیگر با تبختر و مباهات خود را به بزرگ مردانِ گران سنگِ اعصار دیرین گره زد. می توان آری!اگر بخواهیم بی شک می توانیم! ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ئیمشه و هه م دیسان ده روون پر خه مه ن ئه ساسه ی ما ته م جه لامان جه مه ن نه تاوی دووری دل بی قه راره ن بینایی دیده م جه خه فه ت تاره ن یاخوا مه رده نی بو به میهمانم ئیتر نه وینون دووری یارانم به لکه م خه لاسیم نه ده س دووریم بو به و زووخ و زامان نه شرن وه گلکو انا لله و انا الیه راجعون
ما زبالا ییم و بالا می روییم با نهایت تاُ سف و تاُ ثردر گذشت شادروان ماموستا ملا عبد ا... دارابی، در سانحه ی دلخراش رانندگی را به خانواده ی محترم آن عزیز سفر کرده تسلیت عرض نموده و از ایزد منان غفران الهی برای آن مرحوم وصبـر جمیل برای بـازماندگان مسئلت می نماییم. روحش شاد و راهش پر رهرو باد. سردبیر و اعضاء تحریریه ی نشریه ی «ناریا»
+
نوشته شده در دوشنبه 9 بهمن1385ساعت توسط مهسا (مهستی) رضایی
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
جایی که من و انتظاریم جایی که بهار در راهمان ایستاده و خورشید شب هنگام در کوله بار شب بر پشت ستاره ها حک می زند خیال من و تو را و جایی است که گل آفتاب دیگر ز رفتن خورشید نمی ترسد. جایی است که دیگر خیلی ها به باد گام های ترس نمی لرزند. جایی است که من که من به فواره ی هوش خود دیگر نام تو را از حفظ خوانده ام جایی است که دیگر نه من تنها و نه تو خاموش و نقاشی ماه دیگر تنها نیست جایی است که استادان مکتب عشق دفتر انشاهای احساس را بر میز واقعیت می گذارند من و تو دیگر تنها نیستیم و رفتن برای ما دیگر بزرگ نیست. من وتو با هم معنای پرواز را خواهیم داد. از عمق وجودش آینده در آینه زیبا و امروز غبار آلود در ماتم فردا می نویسم، می نویسم از جدار شکسته ی روحانی که بعد جسمانی مرا در می نوردد و سر به آسمان دارد،می نویسم از ظلمت زیبایی دیروز و از طلوع شکسته ی روز ها ی آتی و می گذرم از امروز که فردای دیروزم و می نویسم از روزهایی که به بن بست می رسند ،می شکنم از نوشتن،از تردید خواندن و به هیچ رسیدن می شکافم ،این قلم را که فسخ نوشتم باشد و دیگر هیچ کس. فرمسک رشیدی به نام یگانه پرستوی بی آشیان از آسمان سیاه چشم هایت غریبانه طاووس خیالم را پر می دهم مثل لحظه ای بی باکانه بر باور پرستشم گل بی ریا بودن می روید. به تو می اندیشم به تویی که این روزها فقط به او اندیشیده ام وبه تنها ستاره ی کوچکی که بر سرخی گل های رز تبسمت بی باورانه چشمک می زند و شاید تنها ترین مرغ کوچک تو باشد.به تنها ستاره ی سرخ رز زندگی ات قسم ، به تنها یادگاری که از شب های مهتابی عشق در چشمانت به هدیه گذارده شده اند قسم،به زیبا ترین رز دنیا یا تنها پونه ای که بر کناره ی دریاچه ی شن آلود قصه ی حرفهایم روییده است سوگند یاد می کنم که در شب نوشته هایم تنها عابری هستم که بر سنگ فرش خاطرات قدم نهاده ام تا از سکوت بی انتهای چشم هایت حرفی زده باشم صبح زندگی را با تو شروع می کنم مثل غنچه ای که باز می شود و شبنم بارانی که بر دستان پاک تو می نشیند و رسیدن در تو طلوع می کند مثل شبی که در صبح آن بر مسیحای نفس تو می دمد. به دنبال تو می گردم هر جا که نیستی یا هر جا که هستی یا هر جایی که آدمی تازه خود را در آن جا پیدا کند. هرگز نمی گیرد کسی در قلب من جای تو را در گوشه ای از قلب خود خواهم کنم مهمان تو را
+
نوشته شده در دوشنبه 9 بهمن1385ساعت توسط مهسا (مهستی) رضایی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اُفت تحصیلی وقتی صحبت از اُفت تحصیلی می شود منظور تکرار پایه ی تحصیلی در یک دوره ، ترک تحصیل پیش از پایان دوره ی تحصیل است.به عبارت دیگر اُفت تحصیلی شامل جنبه های مختلف شکست تحصیلی چون غیبت مطلق از مدرسه ، ترک تحصیل قبل از موعد مقرر ، تکرار پایه ی تحصیلی نسبت میان سنوات تحصیلی دانش آ موز و سال های مقرر آموزش ، کیفیت نازل تحصیل دانش آموزان در مقایسه با آن چه که باشد و کسب محفوظات به جای معلومات (روش رایج در مدارس). منظور از افت تحصیلی کاهش عملکرد تحصیلی و درسی دانش آموز از سطح رضایت بخش به سطح نامطلوب است. توجه به تعریف نشان می دهد که مقایسه ی سطح عملکرد تحصیلی قبلی و فعلی دانش آموز بهترین شاخص افت تحصیلی است. زمانی می توان از افت تحصیلی صحبت کرد که فاصله ی قابل توجهی بین توان استعداد بالقوه و توان بالفعل فرد در فعالیت های درسی و پیشرفت تحصیلی مشهود باشد. تاریخچه ی افت تحصیلی: افت تحصیلی یکی از مسائل آموزش و پرورش است که در سال های متمادی نظام آموزش و پرورش با آن سر و کار داشته و از دیرباز افت تحصیلی دانش آموزان در مدارس مد نظر سیاستگذاران ،برنامه ریزان آموزش و پرورش ، مسئولان آموزشی و خانواده ها بوده و همگی از خسارات ناشی از افت تحصیلی دانش آموزان در جنبه های مادی و انسانی آن آگاهی داشته اند. به نظر می رسد افت تحصیلی به مفهوم عام آن از گذشته ی دور حتی دوره ی باستان و نیز از صدر اسلام در ایران و جهان وجود داشته است امـّا مبحث افت تحصیلی به معنی خاص آن یعنی ناکامی در تحقق انتظارات آموزشی و شکست در موفقیت های تحصیلی در صـد سال اخیر در ایران و چند قرن اخیر در جهان به وجود آمده است. علت شناسی افت تحصیلی: الف)عوامل فردی؛ شامل هوش،توجه ودقت، انگیزه و نارسائی های جسمی. هوش:هوش یکی از عناصر مهم در موفقیت تحصیلی است.وقتی افراد از بهره ی هوشی متفاوتی برخوردارند طبیعتاً نتایج مختلفی هم در یادگیری می گیرند. توجه و دقت: اولین شرط یادگیری هر مطلبی و به خصوص درس توجه کافی به آن است. بدیهی است اگر دانش آموز به مطلب یا موضوع درسی توجه و دقت ننماید آن را یاد نمی گیرد. انگیزه: در واقع انگیزه ،موتور حرکت هر شخصی است که باعث می شود وی با پشتکار وتلاش فراوان به مطالعه و فراگیری دروس خود بپردازد.نبود انگیزه باعث ایجاد این معضل (افت تحصیلی)می گردد. نارسائیهای جسمی: دانش آموزانی که از نظر جسمی بنیه ی ضعیفی دارند و از سلامت عمومی بی بهره اند و از ناتوانی هایی چون: ضعف در بینایی،شنوایی،ناراحتی های حسی- حرکتی رنج می برند،مسلمآً به تدریج دچار افت تحصیلی می شوند. ب)علل خانوادگی: شامل روابط خانوادگی سرد و نا به هنجار، فقر مالی و اقتصادی فقر فرهنگی والدین و حتی فقدان والدین از جمله ی این علل به شمار می آیند. ج)علل آموزشی مدارس: شامل شیوه ی تدریس معلم ، برنامه ی درسی ، ارزیابی نادرست کادر آموزشی( به خصوص معلمان) از عملکرد دانش آموزان و کمبود معلم مجرب و کار آزموده و علاقه مند به تدریس (مشکل بزرگ جامعه ی امروز) می باشد. امید است با شناخت اُفت تحصیلی و علل آن ؛ دانش آموزان ، والدین و کادر آموزشی مدارس در جلوگیری از پدید آمدن این معضل اهتمام بورزند. فرمسک رشیدی
+
نوشته شده در دوشنبه 9 بهمن1385ساعت توسط مهسا (مهستی) رضایی
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
یکی از دوستان سرگردان تصمیم گرفت چند هفته ای در صومعه ای در نپال اقامت کند.یک روز بعد از ظهر وارد یکی از معابد صومعه شد و راهبی را دید که لبخند زنان در محراب نشسته است پرسید: چرا لبخند می زنی؟ راهب موز فاسدی را از خورجین خود بیرون آورد و پاسخ داد چون معنای موز را می فهمم، این معنای زندگی است که مسیر خود را به پایان رسانده و از آن استفاده نشده است واینک بسیار دیر است ،بعد موز دیگری را از خورجینش بیرون آورد که سبـز بود و گفت این زندگی است که هنوز مسیر خود را نپیموده و منتظر لحظه ای مناسب است. سرانجام موز رسیده ای از خورجین خود بیرون آورد ،پوست کند و با مرد تقسیم نمود و گفت: این لحظه ی (اکنون) توست:بدان چگونه باید آن را بی هراس زندگی کنی. منبع: مکتوب/اثر پائولو کوئیلو سودابه شبرندی ــــــــــــــــــــــــــــــــ *******************ــــــــــــــــــــــــــــــــ استاد می گوید : دوست عزیزم باید چیزی را برایت بگویم. شاید ندانی فکر کردم چه طور از بار تلخ این خبر بکاهم . چه طور آب رنگ بهتری به آن بدهم وعده ی بهشت و وعده ی دیدار با حق را به آن بیفزایم . توضیح های راز آمیز امّـا حاصلی نداشت. نفس عمیقی بکش و خودت را آماده کن. باید بی پرده صحبت کنم و به تو اطمینان می دهم به آن چه می گویم کاملاً مطمئنم. این یک پیشگویی خطا نا پذیر است هیچ تردیدی در آن نیست پیش گویی تو چنین است . تو خواهی مُـرد شاید امروز، شاید فردا.شاید پنجاه سال دیگر امـّا دیر یا زود خواهی مُـرد حتی اگر دلت نخواهد حتی اگر برنامه ی دیگری داشته باشی پس به آن چه که امروز انجام می دهی یا می خواهی انجام بدهی بیاندیش و به آن چه که فردا می خواهی انجام بدهی و به آن چه که در ادامه ی زندگی ات می خواهی بکنی. منبع:مکتوب/اثر پائولو کوئیلو *برای فهمیدن ارزش ده سال از زوجی که تازه طلاق گرفته اند بپرس. *برای فهمیدن ارزش چهار سال از فارغ التحصیل دانشگاه بپرس. *برای فهمیدن ارزش یک سال از دانش آموزی بپرس که در امتحانات رد شده است. *برای فهمیدن ارزش نه ماه از زنی بپرس که نوزاد مرده به دنیا آورده است. *برای فهمیدن ارزش یک هفته از سردبیر مجله ی هفتگی (هفته نامه ) بپرس. *برای فهمیدن ارزش یک ساعت از عشاقی بپرس که در انتظار هم هستند. *برای فهمیدن ارزش یک دقیقه از شخصی بپرس که قطار یا هواپیما را از دست داده است . *برای فهمیدن ارزش یک ثانیه از شخصی بپرس که در یک تصادف زنده سالم مانده است. *برای فهمیدن ارزش یک دهم ثانیه از شخصی بپرس که در مسابقات المپیک مدال طلا کسب کرده است. *برای فهمیدن ارزش یک « دوست » از کسی بپرس که آن را از دست داده است . سودابه شبرندی ************************************************************** نکته ی سال: آیا می دانید مشکلات هر کس برای همان کس و حل آن ها به دست همان کس است؟ اگر باور ندارید!متن زیر را بخوانید (زود قضاوت نکنید): هیچ فکر کردید اگر تمام انسان ها مشکلات خود را در جایی بریزند و کوهی از مشکلات مردم درست شود و به شما حق انتخاب هر مشکلی را از این کوه مشکلات بدهند شما مشکل چه کسی را انتخاب خواهید کرد؟ فکر نکنید ،به شما اطمینان می دهم مشکل خودتان را !!!
+
نوشته شده در دوشنبه 9 بهمن1385ساعت توسط مهسا (مهستی) رضایی
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
گفتـگو با امیــــد حسـینی عضو شورای اسلامی شهر نودشه: «امید حسینی متولد سال 1353 در شهر نودشه می باشد،وی در رشته ی مدیریت و برنامه ریزی فارغ التحصیل شده و در کسوت معلمی انجام وظیفه می کند.وی در انتخابات اخیر شورای اسلامی شهر نودشه به عنوان عضو شورا از جانب شهروندان انتخاب گردیدند». در ادامه پای گفتگوی امید حسینی با خبر نگار نشریه ناریا می نشینیم: *جناب آقای حسینی قبل از هر چیز بفرمایید در یک نگاه کلی برنامه ی شما برای چهار سال آتی در شورا چیست؟ ◄تعمیر و بهسازی خیابان دوم شهر،احداث خیابان ضلع شمالی شهر ، احداث خیابان محله ی بندگاه ،بهسازی خیابان محله ی کاوندان ، پیگیری مسئله ی ارتقاء به بخش،پیگیری مسئله ی بازارچه ی مرزی ، پیگیری نصب شبکه ی استانی سیما ،خرید یک دستگاه مینی بوس( خط واحد شهری) جهت رفاه همشهریان، تلاش در جهت بهبود وضعیت شهرداری شهر و انتخاب شهرداری لایق و کاردان. *در زمینه ی مسئله ی فرهنگی چه برنامه هایی مد نظر شما می باشد؟ ◄احداث زمین ورزشی رو باز ، ایجاد انگیزه ی مطالعه ، پاکیزگی و تمیزی محیط شهر از زباله ها و تلاش در جهت آراستگی معابر عمومی ، پیگیری مسائل و مشکلات سایر ادارات ، پیگیری مسئله ی نصب تجهیزات مخابراتی جهت راه اندازی ISP (اینترنت) ، برگزاری مراسمات متنوع جهت ارزش نهادن به بزرگان و بزرگداشت مقام آن ها در صورت امکان ، برگزاری مراسمات ملی و مذهبی. *آیا مایل هستید چهره ی قدیمی شهر حفظ شود؟ ◄بله ، با توجه به اینکه روی مسئله ی گردشگری نودشه بایستی کار شود لذا بنده موافق حفظ چهره ی قدیمی شهر هستم ولی قسمت های تخریب شده ی آن نیز باید ترمیم شود و ساخت و ساز های امروزی با توجه به استانداردهای کشوری در نظر گرفته شود تا به شهر نمایی زیبا داده شود. *راه کار شما در زمینه ی بهبود وضعیت اشتغال چیست؟ ◄پیگیری پروژه ی سد سیروان ، راه اندازی بازارچه ی مرزی، پیشرفت کارگاه قالی بافی، همّـت و تلاش جهت ایجاد حد اقل اشتغال با کمک اساتید و صاحب نظران استان های کرمانشاه و کردستان. *اهداف شما در زمینه ی آموزش و پرورش و اطلاع رسانی چیست؟ ◄در صورت امکان چاپ نشریه ای محلی به نام شهرمان هر شش ماه یکبار با کمک دانشجویان و فعالان فرهنگی و ... ، استفاده از مربیان کار آزموده و آگاه به علم روز در زمینه های مختلف، همکاری با آموزش و پرورش جهت ارتقاء سطح اطلاعات عمومی در سطح شهر و در میان دانش آموزان ، ایجاد کلاس های تقویتی با کمک کانون های فرهنگی- تربیتی. *تا چه میزان به پیشنهاد های مردم اهمیت می دهید؟ *در پایان از شما منتخب گرامی مردم در شورای اسلامی شهر نودشه تشکر می نمایم و برای شما و همکارانتان آرزوی موفقیت روز افزون دارم. ◄من هم از شما متشکرم. . به یاری هم، شهرمان را زیبا بسا زیم
+
نوشته شده در دوشنبه 9 بهمن1385ساعت توسط مهسا (مهستی) رضایی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
گوشه گیـری و انزوا طلبی در نوجوانان
( لابد می گویید اَه چه قدر مطلبش تکراری است امّـا بخوانید مطمئن باشید هر جمله ای که می خوانید به منزله ی گامی است که شما را از دیگران جلوتر می برد) نوجوانی دور ه ای است که فرد در آن بیش از هر زمان دیگری نیاز به آموزش و راهنمایی دارد. نوجوان ضمن مشاوره با والدین خود باید در جهت شناختن خود قدم بر دارد.نوجوانی دوره ی حساس است که فرد علایق تازه می یابد، در افکار خویش تفکر می نماید ، به فراتر از اطراف خود می اندیشد وبه طئر کلی شخصیت فرد شکل می گیرد. اغلب مردم کم رویی را با کم حرفی اشتباه می گیرند در این میان معلمان و والدین نوجوان در تثبیت هویت او نقش تعیین کننده دارند.فرد در این دوره خلأ هایی در درون خویش احساس می کند که با کم رویی و انزوا سعی در پر کردن آن ها دارد. اغلب مردم کم رویی را با کم حرفی اشتباه می گیرند امـّا در واقع کم رویی چیست؟و گوشه گیری به چه می گویند؟ گوشه گیری عارضه ای است که باعث می شود نوجوان به ارتباط با محیط و
افراد آن علاقه نشان ندهد و بخش اعظم اوقات خود را در تنهایی سپری کند. نوجوان کم رو از دعوا گریزان است ، به یک نفر به شدت وابسته می شود و مستعد انحراف و مشکلاتی مانند عدم ثبات است. این عارضه می تواند علل گوناگونی داشته باشد؛محرومیت از محبـّت اطرافیان نزدیک(خانواده)،نقص عضو یا بیماری های جسمی،اختلال در تکلم ، شکست های پی در پی و تحقیر شدن در کودکی، عدم امنیت روانی در خانه و مدرسه (آخ چی گفتی داغ دلم رو تازه کردی!!) و تنبیه،توبیخ و سرزنش های مکرر و نا بجا از این علل محسوب می شوند. ( حالا دیدید با خواندن این مطلب اگر سودی نکردید لااقل ضرری هم ندیدید!!!)
+
نوشته شده در دوشنبه 9 بهمن1385ساعت توسط مهسا (مهستی) رضایی
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
آلبرت انیشتین : چهره ای که هیچ گاه از یادها نخواهد متولد: 1879 میـلادی اوج درخشش کار: سال 1905 چاپ چهار گزارش که تعاریف مجددی از علـم فیزیک ارائه کرد. لحظه ی سرنوشت ساز:سال 1933با به قدرت رسیدن هیتلر در آلمان به آمریکا سفر کرد. اندوه کره ی زمین: سال 1955 مرگ در پرینستون نیو جرسی. پس از ورشکستگی پدر و عزیمت به شمال ایتالیا مدرسه را ترک گفت.وی یک سال از عمر خود را در سفر گذراند و پس از آن به انستیتوی مدرن تکنولوژی در سوئیس ملحق گردید که در امتحان ورودی آن مردود شد و پس از یک سال مطالعه ی مجدد پذیرفته شد در دانشگاه به ارائه ی مقاله و خواندن مطالب مورد علاقه ی خود می پرداخت تا آن جا که یکی از معلمان او را سگ تنبل نامیده بود. وی در رشته ی خود فارغ التحصیل ولی در احراز پست آموزشی در دانشگاه با شکست مواجه شد.در 23 سالگی در یکی از اداره های سوئیس در برن به کار گمارده شد.عنوان او کارشناس فنی درجه 3 و متوسط حقوقش 675 دلار در سال بود . این پست به او اجازه داد تا با یکی از همکلاسی های خود به نام میلوا ماریک اهل صربستان ازدواج کرده و به این وسیله فرصتی یافت تا به علم فیزیک بپردازد.در این رشته موارد بسیاری برای سنجش و آزمایش وجود داشت زیرا به مدت 2 قرن بود که قوانین اصلی حرکت و جاذبه توسط اسحاق نیوتون مطرح شده و در بین مردم انتشار لازم را یافته بود ،مواد موجود برای توصیف حرکت های نجومی – دینامیک ،گازها و دیگر پدیده های فیزیکی روزانه از حد کافی فراتر بود.وی در دهه ی 1880 با ابزار حساس تر پدیده های دیگری را به ویژه در فیزیک نور کشف که با قوانین نیوتون در تضاد بود تا پیش از آن بنا به گفته ی نیوتون چنین فرض می شد که نور از ذرات انز نیست بلکه یک موج است . دانشمندان برای اثبات نظریه ی نیوتون از وجود ماده ای به نام " انز " که تصور می کردند برای انتقال امواج نور از فضا لازم است خبر می دادند.وی با آزمایشات متعددی ثابت کرد که در این زمینه ماده ای به نام " انز " وجود ندارد.از این رو در مشکلی پیچیده گرفتار شدند و در اعتماد خود نسبت به آزمایش های نیوتون دچار تردید شدند.انیشتین در سال 1955 چهار گزارش کاری خود را که به واسطه ی آن فضای خالی مذکور پر می شد."فضای خالی از انز" را به چاپ رسانید که همان مقدار E=mc2 بود که از نظر سادگی با اولین نت های پنجم سمفونی بتهوون شباهت داشت،ارائه داد و در طی سال های آتی همین فرمول ساده به عنوان اساس ساخت بمب اتم مورد استفاده قرار گرفت . در سال 1905 به ...
+
نوشته شده در دوشنبه 9 بهمن1385ساعت توسط مهسا (مهستی) رضایی
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
کاوش در مکانیک ماده پرداخت و عقاید جدید خود را مبنی بر خاصیت ذره ای نور که بعد ها " فوتون" نامیده شد،مطرح کرد. بسیاری از دانشگاه ها برای استفاده از او با یکدیگر به رقابت می پرداختند.امّـا سرانجام به عنوان استاد انستیتوی کلیسر ویلهم شهر وین مشغول به کار شد.در سال 1958 عقایدش را به صورت تئوری جامعه ی نسبیت که از فرضیه ی انتشار نور به واسطه ی نیرو ی جاذبه حمایت می کرد ،بیان داشت.این تئوری برای اوّلین بار در 29مه (8خرداد) 1919در طول یک کسوف به وسیله ی منجم بریتانیای به نام آرتور ارینگتون که به انتشار نور ستارگان پی برده بود به صورت علمی ثابت گردید.انیشتین آرمان گرا و طرفدار پر و پا قرص صلح و آرامش ،در رویداد جنگ جهانی اول بیانیه ای در نکوهش جنگ امضا کرد ،پس از آن همسر و پسرش به سوئیس بازگشتند. این جدایی پس از چند سال به طلاق انجامید .وی پس از مدتی با السا ،بیوه ی پسرخاله ی خود ازدواج کرد ،در آن زمان یعنی دراوج شهرت جهانی اش با بحث و جدل های مختلف دست به گریبان بود زیرا عقایدش با عقاید پیشینیان و تجربیات روزانه در تضاد بود .یهودیان او را عامل شکست خود در جنگ جهانی اول می دانستندو با توهین و ناسزا وی را مورد حمله و نکوهش قرار می دادند .کمی پس ا ز ظهور هیتلر در سال 1933 زمانی که وی در آمریکا بود عهده دار یکی از پست های انستیتوی جدیدی در پرینستون گردید و تا آخر عمر دیگر هیچ گاه به آلمان باز نگشت.او بیشتر وقت خود را به مطالعه ی موضوع تجدید حیات ،گیتی و کیهان شناسی وقف می کرد اما با این وجود او مرتکب اشتباه بزرگی شد؛برخی دانشمندان معتقد بودند که یافته های او بر عدم ثبات و احتمالاً گسترش پی در پی جهان تاکید دارد ،امّـا او این موضوع را رد کرده و بر ثبات جهان تاکید کرد و تئوری خود را «ثابت کیهانی »نامید.کمی پس از آن هـابل منجم آمریکایی اثبات نمود که کهکشان ها همواره در حال دور شدن از یکدیگرند واین تئوری انیشتین رارد می نمود و خوداوهم آن راپذیرفت فرضیه ی« ثابت کیهانی » بدترین اشتباه اوبود او همواره عدم اداره ی جهان به خودی خودرا رد وبر وجود خدایی قدرتمند تأکید می کرد . اغلب فیزیکدان ها معتقدند به دلیل تلاش انفرادی انیشتین او به موفقّیتی که شایسته ی او بود دست پیدا نکرد. در سال 1939 دو تن از دوستان انیشتین متوجه تلاش های دانشمندان آلمانی در جهت راهی برای شکافتن اتم گردیدنداز این رو به سراغ او رفته و وی را راضی نمودند تا نامه ای برای فرانکلین روزولت- رییس جمهر وقت آمریکا- نوشته واو را از موضوع امکان ساخت بمب اتمی توسط آلمان ها آگاه سازد . این نامه از اهمیت فراوانی برخورداراست به طوری که روزولت را وادار به صرف هزینه ی فراوان جهت راه اندازی پروژه منهتن، که کار ساخت اولین موشک های اتمی درآن صورت پذیرفت نمود.بعدها بمباران اتمی دو شهر هیروشیما و ناکازاکی پشیمانی و اندوه فراوانی برای انیشتین ایجاد نمود و در آخرین عملکرد خود پیش از مرگ به گروهی تشکیل شده از محققان دیگر که برای ممنوعیت استفاده از بمب ها و سلاح های گرم جنگی تلاش می کردند پیوست.اگرچه شکافت هسته ی اتم توسط وی و ساخته شدن بمب اتمی بر اساس آن یادگار تلخی از وی به حساب می آید ولی استفاده ی صلح آمیز وبهینه که در سال های اخیر مشهود بوده نیز میراث این دانشمند بزرگ قرن بیستم است . چند جمله از انیشتین: 1- خداوند با کیهان تاس بازی نکرده است. 2- من با رسیدن به شهرت بیش از پیش نادان می شوم و این یک رسم همیشگی است. 3- هر انسانی که به صورت جدی در زمینه های علمی فعالیت کند و آن را پیگیری نماید یقین می یابدکه یک شعور محض همواره در قوانین جهان متجلی است. این شعور حد گسترده ای فراتر از انسان بوده و باید در رویارویی با آن حس خضوع در ما ایجاد گردد. منبع:بزرگان قرن بیستم/ مولفین:تایم/مترجم:مریم حیدری تلخیص:سارا احمدی پور
+
نوشته شده در دوشنبه 9 بهمن1385ساعت توسط مهسا (مهستی) رضایی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
1) صـنم – نویسنده ی کتاب « نصیحه الملوک»- بارگاه و درگاه 2) کم تر و اندک تر – حیوان نجیب – روز در زبان تازی 3) اتمسفر – لیکن – شجاعت و جسارت – الفبای موسیقی 4) میوه ی جالیزی – پایتخت فراری – دیوار بلند ومستحکم را گویند – آهنگ و ندا 5) از آن طرف درخت انگور است – ماه سرد – پاره سنگ ترازو – بهشت را گویند 6) سوغات ساوه – واحد سطح – در ارتش می بینند 7) تصدیق مؤدبانه – از وسایل مسافرت – کاشف واکسن آبله- از آفات غلات 8) قدم – در مثل بعضی ها از« کاه» می سازند – خرسند – فنا شدن و موت 9) اثر پا – نصف – میوه درخت – اندیشه 10) از درختان جنگلی - شهر و استان مذهبی – کمک 11) مونس – خاتون و خانم خانه – قدم یک پا – تصدیق روسی 12) عقاید و نظر ها – فرزند زاده – دو دلی – پُسـت و چاپار 13) باده – شهر مذهبی عراق – پسوند شباهت – حرف پیروزی 14) خانه ی شعری – واحد شمارش شتر – کشتی جنگی 15) مرکز پرتغال – یار فرهاد - اثر رطوبت. 1) فیلمی از « فرزاد موتمن»- مخترع تلفن 2) سال نامه – از عناصر چهار گانه – لوله ای در بدن 3) درد و رنج –روپوش بلند – کافی 4) در نانوایی بیابید – اسم – میوه ی بهشتی 5) پدر رستم – حرف ندا – جزیره ی ایرانی –پیمان نظامی معروف 6) در بند است –سنت ها – جغـد 7) عضوی در صورت – آدم کچل ندارد! – سودای ناله – مرکز مصر 8) گوسفند جنگی – یک هشتم از چیزی 9) اثری از «جلال آل احمـد» - بوییدن – غوزه ی پنبه – ساز مولانا 10) باغ شداد – روان – بی ایمان 11) چهره ی تلویزیونی – مدرک – خاندان –مخفیانه 12) میوه ی شیرین – خزنده ی گزنده – نامی برای خانم ها 13) عزیز عرب – اشاره به نزدیک –به سوره های قرآنی که در مکه نازل شده اند گویند 14) از حروف الفبا – جمع «سریر» - کتاب شعر 15) اثر « جامی» - عنصری گران بها و کمیاب.
+
نوشته شده در دوشنبه 9 بهمن1385ساعت توسط مهسا (مهستی) رضایی
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
||||
![]()
+
نوشته شده در دوشنبه 9 بهمن1385ساعت توسط مهسا (مهستی) رضایی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
ضمن عرض سلام خدمت شما خواننده ی محترم ،آن چه که در ادامه می بینید نشریه ی داخلی دانش آموزی دبیرستان حضرت خدیجه (س )شهر نودشه از توابع شهرستان پاوه و اورامانات می باشد امیدواریم با نظرات سازنده ی خود ما را در هرچه پربارتر کردن این جریده یاری نمایید.
+
نوشته شده در دوشنبه 9 بهمن1385ساعت توسط مهسا (مهستی) رضایی
|
|||||
|
|||||